تبليغاتX
غروب آبی - راستی

غروب آبی

بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم

 

سلام 

 یه داستان:

و او دروغ ميگفت . ديگري را دوست ميداشت

بارها به او گفتم مرا دوست داري؟ گفت اري

و من خاموش بودم اما اخر از پاي شكيب افتادم وگفتم

راست بگو تو را خواهم بخشيد

مال ديگري هستي؟ گفت نه

فرياد زدم راستش را بگو تو را خواهم بخشيد

گفت اري ديگري را دوست دارم

گفتم حالا كه تو سالها به من دروغ گفتي

اين بار من به تو دروغ گفتم....تو را نخواهم بخشيد"

و نظر  شما دوست خوب .

 

+ نوشته شده در  85/06/13ساعت 22:20  توسط بهنام  |